منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٦
آگاهى از وقت قيامت مطرح گرديده است[١] پيامبر آگاهى از آن را از خود نفى مى كند و اگر پس از چنين نفى، مى گويد: (عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً)قهراً ـ موضوع قيامت در اين آيه داخل خواهد شد. وهدف اين است كه اگر من از وقت قيامت آگاه نيستم به خاطر اين است كه آگاهى از غيب از آن خدا است و بايد او آگاه باشد نه من با توجه به اين موضوع ديگر نمى توان گفت مقصود از غيب در آيه خصوص وحى است، زيرا به سياق آيه نمى توان گفت كه وقت قيامت از موضوع (عالم الغيب)خارج مى باشد.
و اگر وقت قيامت و رستاخيز در موضوع آيه داخل شد، ديگر جهت ندارد موضوعات ديگر غيبى از آيه خارج گردند.
در اين صورت معنى اين آيه چنين مى شود: خدا آگاه از غيب است (امور پوشيده از حس اعم از وحى و غيره) اوكسى را بر غيب خود مسلط نمى سازد، جز آن كسى را كه از پيامبر برگزيند و با در نظر گرفتن اين مطلب، آيه گواه روشن بر آگاهى پيامبر از غيب و امور پوشيده از حس اعم ازوحى وغيره خواهد بود.
رابعاً: مفسران اسلامى و متخصصان فهم كتاب آسمانى، تا آنجا كه ما مراجعه كرديم، همگى در اين باره يك صدا مى گويند: مقصود از علم به غيب در آيه مورد بحث (سوره جن) اطلاع پيامبران از امور پنهانى است و گروهى مانند طبرسى، و قرطبى و مؤلف تفسير روح البيان علت آگاهى آنان را از غيب چنين توجيه مى كنند:
[١] چنان كه مى فرمايد:(حَتّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ ناصِراً وَأَقَلُّ عَدَداً* قُلْ إِنْ أَدْرِى أَقَريبٌ ما تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّى أَمَداً* عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِر ُ...) جن/٢٤ـ ٢٦.