منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٧
با توجه به اين كه ابراز علاقه به عزيز خدا خود مايه قرب به تكامل روحى و شايستگى روحى است و در عين حال، توسل به او مايه تجانس اخلاقى و عمل افراد مى گردد از اين جهت دعاى او مستجاب مى شود.
ما از اين پاسخ صرف نظر كرديم، بالأخره درباره شفاعت ها و وساطت هاى جهان ماده كه ميان عقلا و خردمندان جهان وجود دارد چگونه داورى مى شود؟ و چگونه با توسيط عزيزى در نزديك فرد قدرتمند از تقصير گنهكار صرف نظر مى شود؟ آيا اين همه عقلاى جهان چگونه به چنين عمل غير صحيح تن مى دهند، و توسيط افراد را مى پذيرند؟!
البته تصور نشود كه ما مقام توسل به عزيزان درگاه الهى را بسان توسيط عزيز يك فرد زمامدار مى دانيم بلكه هدف اين است كه اين چنين عملى ميان عقلا يك عمل نابخردانه نيست و هيچ مقام بالاترى نمى گويد، او عزيز است به تو چه ربطى دارد؟ بلكه تقرب به او را تقرب به خود مى انديشد، و ابراز علاقه به محبوب او را، مايه دگرگونى روحى متوسل تلقى مى كند.
تا اين جا دلايل مخالفان توسل مورد بررسى قرار گرفت و كاملاً خلع سلاح گرديدند، اكنون وقت آن رسيده كه دلايل توسل به انبيا و اوليا را از ديدگاه كتاب و سنت مورد بحث قرار دهيم.
دلايل جواز توسل
بحث گذشته ثابت نمود كه توسل به انبيا و اوليا از نظر قرآن ممنوع و نامشروع نيست، ولى ناگفته پيدا است، ممنوع نبودن يك عمل، كافى در مفيد و سودمند بودن آن نيست، اكنون با بررسى آيات قرآن و احاديث اسلامى