منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٨
پاسخ همه اين پرسشها از نكته اى كه تذكر داديم روشن است، و امام(عليه السلام) در اين موارد و نظاير آنها به علومى كه از مجارى عادت و از شواهد و قراين به دست مى آيد عمل فرموده و براى رفع خطر واقعى كه مى دانست هيچ گونه اقدامى نكرده زيرا مى دانست كه تلاش سودى ندارد و قضاى حتمى و تغيير پذير نيست چنان كه خداى متعال در كلام خود در سوره آل عمران در برابر آنان كه در جنگ احد گفته بودند اگر ياران كشته شده، پيش ما بودند نمى مردند و كشته نمى شدند مى فرمايد:
(...قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فى بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ...) .[١]
«بگو اگر در خانه هايتان نيز بوديد كسانى كه برايشان قتل نوشته شده بود به سوى خوابگاههاى خود بيرون مى آمدند».
قسم دوم از علم امام ـ علم عادى
پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) به نص قرآن كريم و همچنين امام (عليه السلام) (از عترت پاك او) بشرى است همانند ساير افراد بشر و اعمالى كه در مسير زندگى انجام مى دهد مانند اعمال ساير افراد بشر در مجراى اختيار و بر اساس علم عادى قرار دارد. امام (عليه السلام)نيز مانند ديگران خير و شر و نفع و ضرر كارها را از روى علم عادى تشخيص داده و آنچه را شايسته اقدام مى بيند اراده كرده، در انجام آن به تلاش و كوشش مى پردازد، درجايى كه علل و عوامل و اوضاع و احوال خارجى موافق مى باشد به هدف اصابت مى كند و در جايى كه اسباب و شرايط مساعدت
[١] آل عمران/١٥٤.