منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧٩
لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَىء قَديرٌ وَأَنَّ اللّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيء عِلْماً) .[١]
«خداوند هفت آسمان و از زمين مانند آنها را آفريد، فرمان خدا ميان آنها فرود مى آيد، تا بدانند كه خداوند برهمه چيز قادر است و بر همه چيز احاطه علمى دارد».
بنابراين اگر هدف از خلقت آدم، وجود حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) است، پس چرا در آيه هاى بالا هدف از خلقت، عبادت و آگاهى انسانها معرفى شده است؟
پاسخ
اين نوع خرده گيرى گواه بر بى اطلاعى خرده گير از معارف عقلى اسلام است، زيرا وى تصور كرده است كه عبادت و پرستش خدا، هدف نهايى از خلقت مى باشد در صورتى كه خود پرستش، به خاطر تكامل انسان است و هدف پديد آوردن بشرى است كه از نظر كمالات روحى و معنوى مى تواند خليفه خدا در روى زمين باشد و تنها انسانى در روى زمين خليفه خداست كه با شئون وجود خود، بتواند از كمالات آن كس كه جانشين او است، حكايت كند و انسان پيراسته از كمال، خليفه واقعى نيست، بلكه يك نوع شباهتى به خليفه الهى دارد.
بنابراين هدف از آفرينش نوع انسان، پرورش انسان كامل، و خليفه الهى در روى زمين است، و يك چنين هدف در سايه عبادت و پرستش عالمانه و
[١] طلاق/١٢.