منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١
كشتى ها را به يغما مى برد، سوراخ كرد، تا مورد آز و طمع فرمانرواى غارتگر نباشد.
٢. جوانى را كشت، زيرا مى دانست كه اگر اين جوان بزرگ شود، پدر و مادر پاك و صالح خود را به آلودگى خواهد كشيد.
٣. ديوارى را كه در حال فرو ريختن بود به پا داشت زيرا مى دانست كه زير اين ديوار گنجى است كه به دو فرد يتيم تعلق دارد. اين كار را كرد تا گنج براى مدتى زير ديوار مستور و پنهان بماند و هر موقع آن دو يتيم به حدّ رشد رسيدند گنج خود را استخراج كنند.
اين ولى الهى (كه اعمال شگفت انگيز او بيانگر مقام و موقعيت و نحوه اعمال و تصرفهاى ديگر اولياى الهى است)، به عنوان نمونه در قرآن وارد شده است شما از عمليات شگفت آور اين ولىّ به مطالب زير مى توانيد پى ببريد، كه مى تواند پاسخ گوى بسيارى از پرسش ها باشد:
١. در جامعه بشرى اوليايى پيدا مى شوند كه از ديدگان، مستور و پنهان زندگى مى كنند و افراد عادى آنان را نمى شناسند به گونه اى كه حتى پيامبر زمان مانند موسى بن عمران آنان را بدون معرفى خدا نمى تواند، بشناسد.
٢. اين ولىّ الهى به حكم آيه (وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا...) [١] پيوسته به وظيفه هدايت خود مشغول بوده، چيزى كه هست به جاى جمع سازى به فردسازى مى پردازد. و نيز از اين آيه استفاده مى شود كه: ولىّ زمان، گاهى دعوت عمومى دارد و گاهى دعوت خصوصى، گاهى از طريق جامعه سازى و هدايت همگانى، انجام وظيفه مى كند و احياناً از طريق تك سازى و هدايت
[١] انبياء/٧٣.