منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٣
سخن: اگر كسى بگويد: «اى پيامبر گرامى حاجت ما را برآور، بيمارم را شفا بده، در حقّ من شفاعت كن، و...» ، او با اين گفتار و درخواست خود، نبى گرامى را عبادت و پرستش كرده است؟ يا چنين درخواست ها مايه پرستش غير خدا شمرده نمى شود حالا برايمان سودى دارد يا نه، جايز است يا جايز نيست، مسأله جداگانه اى است.
بحث از اين نظر در اين رساله مطرح نيست، زيرا غور در اين مورد بستگى دارد كه معنى «عبادت» را از قرآن وحديث ولغت به دست آوريم،آنگاه اين اعمال را با ميزانى كه از اين مدارك به دست آمده است بسنجيم، تا روشن شود كه آيا اين نوع استغاثه ها و درخواست ها، عبادت و پرستش است يا نه و از اقسام عبادت غير خدا شمرده مى شود يا نه.
از آنجا كه ما پيرامون اين موضوع در كتاب «مبانى توحيد از نظر قرآن» به طور گسترده سخن گفته ايم ديگر خود را بى نياز از آن مى دانيم كه بار ديگر، به توضيح آن بپردازيم علاقمندان مى توانند به آن كتاب صفحات ٣٨٠ـ ٤٩٠ مراجعه كنند اجمال سخن اين كه به روشنى ثابت شده است كه اين نوع كارها از مصاديق عبادت و پرستش نيست، زيرا عبادت، آن نوع خضوع زبانى و عملى در برابر كسى است كه به الوهيت و ربوبيت او معتقد گرديم.[١] و به اصطلاح طرف سؤال را خدا اعم از واقعى و يا پندارى، بدانيم آنگاه، در برابر او خضوع كنيم ولى هرگاه او را بنده محتاج و نيازمند خدا بدانيم و او را در عمل و كار، مستقل نينديشيم در اين صورت هيچ نوع خضوع اعم از لفظى و عملى، عبادت شمرده نمى شود حالا اگر عبادت شمرده نشد، سودى دارد يا نه، جايز است يا حرام، آن بحث ديگرى است كه در اين رساله به توضيح آن خواهيم
[١] «العبادةُ هو الخُضُوع لشيء على أنّه إلهٌ أو ربّ».