منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٣٠
(وَاللَّيْلِ إِذا يَغْشى* وَالنَّهارِ إِذا تَجَلّى) .[١]
«سوگند به شب تار هنگامى كه جهان را در سياهى بپوشاند و قسم به روز هنگامى كه عالم را به ظهور خود روشن سازد».
(وَالْفَجْرِ * وَلَيال عَشْر* وَالشَّفْعِ وَالوَتْرِ* وَاللَّيْلِ إِذا يَسْرِ) .[٢]
«سوگند به صبحگاهان و قسم به ده شب(اول ذى حجه) وسوگند به جفت (كليه موجودات عالم) و به فرد (ذات خداوند يكتا) و قسم به شب تار هنگامى كه به روز مبدل مى گردد».
(وَالطُّورِ *وَكِتاب مَسْطُور* فى رَقّ مَنْشُور* وَالبَيْت الْمَعْمُورِ* وَالسَّقْفِ المَرْفُوعِ * وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ).[٣]
«سوگند به كوه طور و كتاب نوشته شده در صفحه اى گشوده و سوگند به بيت المعمور (خانه آباد) قسم به سقف افراشته شده آسمان و سوگند به درياى پر تلاطم».
وهمچنين است سوره هاى ديگر قرآن، مانند سوره هاى بروج، طارق، قلم، عصر و بلد، تا آنجا كه خداوند بر جان پيامبر به طور صريح و آشكارا قسم ياد كرده و مى فرمايد:
(لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْْ لَفِى سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُون) .[٤]
«اى پيامبر به جانت سوگند كه آنها در مستى شهوات خود سرگردانند».
آيا با اين سوگندهاى متوالى كه در قرآن آمده است، مى توان گفت كه سوگند به غير خدا شرك است وحرام؟
[١] ضحى/١ ـ ٢.
[٢] فجر/١ ـ ٤.
[٣] طور/١ ـ ٦.
[٤] حجر/٧٢.