منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٦
ممكن است وهابى بگويد: تمام اين درخواست ها، مربوط به زمان حيات شفيع است وصحت يك چنين درخواست گواه بر جواز درخواست شفاعت در حال ممات نمى شود. ولى پاسخ اين پرسش نيز روشن است، زيرا گذشته از اين كه وهابى طلب شفاعت را مطلقاً حرام مى داند، موت وحيات ملاك تحريم نمى شود و ملاك لغو و عدم لغو بودن نمى گردد.
و از احاديث اسلامى استفاده مى شود كه ياران پيامبر پس از درگذشت وى پيوسته از او درخواست شفاعت مى كردند
٣. هنگامى كه امير مؤمنان على (عليه السلام) از تجهيز پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فارغ گرديد، چهره پيامبر را باز كرد وگفت:
«بأبى أَنْتَ وَأُمّى (طِبْتَ حَيّاً وَطِبْتَ مَيّتاً)... أُذْكُرْنا عِنْدَ رَبِّك».[١]
«پدرم و مادرم فداى تو باد(در حال حيات و ممات پاكيزه بودى)... در پيشگاه پروردگار از ما يادى بنما».
ما تصور مى كنيم كه بحث وگفتگو در اين بخش با توجه به بحث پيش مايه اطاله سخن باشد وبهتر است دلايل مخالفان را به گونه اى فشرده مورد بررسى قرار دهيم:
آنان با دلايل گوناگون بر تحريم درخواست شفاعت استدلال مى كنند كه در زير به همگى اشاره مى كنيم:
الف: درخواست شفاعت شرك است
پيامبران و اولياى خدا در اين جهان حق شفاعت ندارند، بلكه اين حق
[١] نهج البلاغه:٢/٢٥٥، عبده ، خطبه ٢٣.