منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤٩
مشرك، تا چه رسد به سوگند بر مقدساتى مانند كعبه، واين اجتهاد ابن عمر است كه اين قانون مربوط به خصوص بتها را، بر دو مورد (سوگند بر مشرك و سوگند بر كعبه) تطبيق كرده است و گرنه سخن پيامبر چنين گسترشى نداشته است به گواه اين كه پيامبر در حديث ديگر مى فرمايد:
«مَنْ حلَف فقال فى حلفِهِ باللاّت والعُزى، فَليَقُلْ لاإلهَ إلاّاللّهُ».[١]
«هر كس سوگند ياد كند و در آن بگويد به لات و عزى سوگند فوراً بگويد: لا اله الاّ اللّه».
اين حديث مى رساند كه هنوز رسوب دوران جاهلى در ذهن مسلمانان باقى بوده و گاه وبيگاه به سائقه عادت ديرينه، حتى به طواغيت سوگند ياد مى كردند، و پيامبر براى قطع اين عمل زشت آن جمله كلى را فرمود. ولى ابن عمر آن را هم بر سوگند بر مقدسات،وهم سوگند بر پدر مشرك تطبيق كرده است.
گواه بر اين كه سخن پيامبر، نه مقرون با سوگند بر مقدسات و نه مقرون با سوگند بر پدر مشرك بوده است و اين ابن عمر است كه كلام رسول خدا را، با دو مورد حتى با سوگند عمر بر پدر خود جمع كرده است، اين است:
١. امام الحنابله در مسند، جلد ٢، ص ٣٤، حديث دوم را به شكلى نقل مى نمايد كه مى رساند كه تطبيق از جانب ابن عمر بوده است.
اينك متن حديث:
«كانَ يَحْلِفُ أبى، فنهاه النبى، قالَ من حلف بشىء دون اللّه فقد أشرَك».
«عمر بر پدرش سوگند ياد مى كرد، پس رسول خدا او را نهى كرده، فرمودند هر كس به چيزى غير از خدا سوگند خورد شرك ورزيده است».
[١] سنن نسائى:٧/٨.