منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٥
شرك است كه بايد ساحت پيامبران را از آن تنزيه نمود. اگر به راستى مقصود «حق السائلين» صفت «مجيب» خدا است چرا از توسل به صفت «مجيب» به توسل به «حق سائلان» عدول كرده كه اگر شرك نباشد، لااقل به صورت و رنگ شرك مى باشد. اگر به راستى مقصود همان است كه پنداشته است چرا «اكل از قفا» كرده و به جاى اين كه بگويد:
«اَللّهمّ يا مُجيب».
«خدايا!، اى اجابت كننده».
مى گويد:
«اَللّهُمَّ إنّى أسألكَ بحقِّ السّائِلينَ عَلَيْكَ».
«بارالها! از تو درخواست مى كنم به حق درخواست كنندگان از تو».
هرگاه ما اين تأويل را در «حق سائلان» بپذيريم هرگز نمى توان آن را در جمله دوم پذيرفت زيرا جمله دوم مى گويد:
«أسألُكَ بِحَقِّ مَمْشاىَ هذا».
«ممشى» اسم مكان و زمان است كه به سوى ضمير متكلم اضافه شده است. در «المنجد» مى نويسد:
«اَلْمَمْشى: مكانُ التَّمْشِىّ، موضِعُ المُرورِ عَلى المَحَلِّ، ج: مَماشى».
خرده گير در اين توسيط چه مى گويد؟ آيا توسل به زمان و مكان مقدس را جايز ولى توسل به صالحان و پاكان وعزيزان درگاه خدا را غير صحيح مى داند؟