منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٣
«تعليق الحكم بالوصف مشعرٌ بالعليّة».
«هرگاه حكمى بر عنوان مترتب شود، مفاد آن گواه بر عليّت عنوان بر ثبوت حكم خواهد بود».
اگر قرآن مى گويد:
(وَعَلى المَولُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ) .[١]
«تأمين زندگى زنان مربوط به كسى است كه زنان براى او فرزند آورده اند».
به خاطر بيان علت حكم است واين كه چون زنان براى مردان فرزندى آورده اند، قهراً بايد هزينه زندگى آنان را فراهم سازند.
اگر مى گوييم: عالم و دانشمند را احترام بنما، به خاطر علم و دانش او است.
اگر عمر مى گويد: «إنّا نتوسّل إليكَ بعمّ نبيّك» مى خواهد علت توسل به عباس را برساند كه چرا در ميان افراد ديگر به او متوسل شديم، همچنان كه خود عباس گفت: «لمكاني من نبيّك».
با در نظر گرفتن اين جهات مى توان به طور قطع ويقين گفت كه مسلمانان صدر اسلام به اشخاص پاكدامن و صالح متوسل مى شدند.
پاسخ به يك رشته پرسش ها
اكنون موقع آن رسيده است كه به برخى از پرسش هايى كه در اطراف حديث مطرح است پاسخ بگوييم و اين پرسش ها را عالم مكى، «زينى دحلان»، در كتاب «خلاصة الكلام» آورده و پاسخ آنها را داده است ولى
[١] بقره/٢٣٣.