منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣
مى خوريد و در خانه هاتان ذخيره مى كنيد خبر مى دهم».
١٦. (...يا بَنِى إِسْرائيلَ إِنّى رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَىَّ مِنَ التَّوراةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُول يَأْتِى مِنْ بَعدِى اسْمُهُ أَحْمَدُ...).[١]
«مسيح (عليه السلام) مى گويد: اى فرزندان اسرائيل! من پيامبر خدا به سوى شما هستم و تورات موسى را تصديق مى كنم و به آمدن پيامبرى كه پس از من خواهد آمد و نامش احمد است شما را بشارت و مژده مى دهم».
آيا خبر دادن عيسى از آمدن پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) كه آمدن او حدود ششصد سال با عيسى (عليه السلام) فاصله دارد اخبار از غيب نيست؟
١٧. (وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً فَلَمّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْض فَلَمّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأْكَ هذا قالَ نَبَّأَنِىَ الْعَلِيمُ الْخَبير).[٢]
«پيامبر گرامى اسلامى (صلى الله عليه وآله وسلم) رازى را به يكى از همسران خود گفت(و به او سفارش كرد كه آن راز را فاش نكند) ولى او، راز پيامبر را به ديگرى گفت. خدا پيامبر را از جريان آگاه ساخت و به او خبر داد كه همسرش، راز او را به ديگرى گفته است پيامبر با اين كه آگاه شد همسرش همه راز را به ديگرى گفته امّا به قسمتى از آن اشاره كرد و به قسمت ديگر آن اشاره نكرد يعنى به همسرش گفت: رازى را كه به تو سپردم فاش ساخته اى همسرش او را تصديق كرد و پرسيد چه كسى تو را از اين جريان آگاه ساخت، پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود:(نَبَّأَنِىَ الْعَلِيمُ الْخَبير): خداى دانا وآگاه مرا با خبر ساخت».
دقت در مجموع آيه، بخصوص جمله (نَبَّأََنِىَ الْعَلِيمُ الْخَبيرُ)
[١] صف/٦.
[٢] تحريم/٣.