منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٣٤
احاديث را مانند آيات قرآن، تأويل كند و لفظ «رب» را در تقدير بگيرد، و گاهى مى گويد لفظ «وأبيك» بى اختيار بر زبان عرب، جارى مى گردد و هدف، قسم و سوگند نبود.
هر دو پاسخ جز يك تلاش مذبوحانه در برابر صراحت گفتار قرآن و حديث پيامبر چيز ديگرى نيست. اگر واقعاً سوگند حقيقى به غير خدا حرام بود، چرا پيامبر صورت حرامى را به جا مى آورد؟ اگر هدف قسم نبود، چرا بايد اين سخن لغو به زبان پيامبر جارى گردد؟
٣. حديثى از مسند احمد حنبل:
«فَلَعَمْرى لأنْ تَكَلَّمَ بمَعْرُوف وَتَنْهى عَنْ مُنْكَر خَيْرٌ مِنْ أنْ تَسْكُتَ».[١]
«به جانم سوگند اگر امر به معروف و نهى از منكر كنى بهتر است كه سكوت نمايى».
٤. حديث ديگرى از مسند احمد حنبل:
«فَلَعَمْرى مَنْ أكلَ بُرقْية باطِل، لَقَدْأكَلْتَ برقْية حقّ».[٢]
«به جانم سوگند اگر كسى با دعاى باطل روزى بخورد تو با دعاى صحيح خورده اى».
٥. حديثى از سنن ابن ماجه:
«فَلَعَمْرى ما أَتَمَّ اللّهُ عزّ وجلّ حَجَّ مَنْ لَمْ يَطُفْ بَيْنَ الصَّفا وَالْمَرَوةَ».[٣]
«به جانم سوگند، هر كس ميان صفا و مروه طواف نكند، خدا حج او را قبول نمى كند».
حديث ديگرى از سنن ابن ماجه:
[١] مسند احمد حنبل:٥/٢٢٥.
[٢] مسند احمد حنبل:٥/٢١١، با دو سند در هر دو مورد به لفظ «أكل» با صيغه تأنيث آمده است.
[٣] سنن ابن ماجه:٤/٩٩٥، چاپ دار احياء الكتب العربية.