منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٧
اتخاذ نموده اند(ومى گويند) ما آنها را عبادت نمى كنيم مگر آن كه ما را به سوى خدا نزديك سازند، خداوند در آنچه كه اختلاف دارند، داورى مى كند. خدا آن كس را كه دروغ پرداز ناسپاس است هدايت نمى كند».
وى در نحوه استدلال با آيه چنين مى گويد:
«التَّزلُّف بذواتِ الأشخاص ردَّه اللّه سبحانه ولم يقبله وانّه تعالى قد عاب عليهم في هذه الآية أمرين اثنين: عاب عليهم عبادة الأولياء من دونه وعاب عليهم محاولتهم القربى والزُّلفى إليه تعالى بالأشخاص والعِباد المخلوقين فكلا الأمرين فى الآية عيب وذنب وكلاهما باطل».[١]
«خداوند تقرب به وسيله اشخاص را رد كرده و نپذيرفته است و در اين آيه براى مشركان دو ايراد گرفته است:١. عبادت اولياى خود، ٢. تقرب به وسيله اشخاصى كه مخلوق خدا هستند و هر دو مطلب در آيه گناه شمرده شده و باطل قلمداد گرديده است».
پاسخ
استدلال با اين آيه، بر تحريم توسل به اولياى الهى، از استدلالهاى بسيار عجيب و غريب است. تنها وجه مشترك توسل به اولياى الهى با مورد آيه، اين است كه در هر دو مورد، واسطه اى وجود دارد، ويك چنين وجه مشترك كافى در استدلال نيست، زيرا ميان عمل مشركان و عمل خداپرستان
[١] التوصل إلى حقيقة التوسل، ص ١٧٠.