منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦١
در آيه ديگر منافقان را نكوهش مى كند كه هر موقع به آنان گفته شود كه به حضور رسول خدا برسيدواز او درخواست دعا كنيد سر مى پيچانند و خوددارى مى كنند چنان كه مى فرمايد:
(وَإِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللّهِ لَوّوا رُؤسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ) (منافقون/٥)
«هرگاه به آنان گفته شود بياييد تا پيامبر خدا براى شما آمرزش بخواهد سرهاى خود را برمى گردانند وآنان را مى بينيد كه تكبر كنان رو برمى تابند».
از اين جهت مى بينيم فرزندان يعقوب ـ آنگاه كه پرده راز آنان بر افتاد و مظلوميت يوسف و ستمگرى آنان روشن گشت ـ رو به پدر كردند و از او درخواست دعا نمودند وچنين گفتند:
(...يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنّا كُنّا خاطِئينَ)(يوسف/٩٧)
«پدرجان از خدا بخواه تا خدا گناهان ما را ببخشد ما خطاكار بوديم».
بنابراين يكى از وسايل استجابت دعا درخواست حاجت از خدا به وسيله ديگران است بالأخص فردى كه انسان قدسى و نمونه اى از معنويت باشد.
ما اين حقيقت را در سرزمين مباهله مشاهده مى كنيم. تاريخ مى گويد: پيامبر تصميم گرفت در سرزمين خاصى با مسيحيان نجران به مباهله بپردازد، از اين جهت اهل بيت خود را كه مركب از اميرمؤمنان على (عليه السلام) و دخت گراميش فاطمه و دو فرزند عزيزش حسن و حسين بود همراه خود به سرزمين مباهله آورد، وبه آنان گفت: هر موقع من دعا كردم شما «آمين» بگوييد.
قرآن مجيد به اين واقعه در آيه ياد شده در زير اشاره مى نمايد و مى فرمايد:
(فَمَنْ حاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ