منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤٨
٣. اجتهاد فرزند عمر كه سخن پيامبر را (مَنْ حلف بغير اللّه فقد أشرك) كه در مورد سوگند به مشرك (خطاب) وارد شده و در آن مورد گفته بود، گسترش داده وحتى سوگند به مقدسات مانند كعبه را نيز در كلام پيامبر داخل دانسته است.
در اين مورد راه جمع ميان اين روايت وروايات گذشته كه پيامبر و ديگران بدون دغدغه بر غير خدا سوگند مى خوردند اين است كه كلام پيامبر «هر كس به غير خدا سوگند ياد كند شرك ورزيده است» محدود به موردى است كه «مقسم به» مشرك باشد نه مسلم و نه مقدس مانند قرآن و كعبه و پيامبر، و اجتهاد ابن عمر كه از كلام پيامبر معنى وسيع فهميده است براى خود او حجت است نه براى ديگران.
وعلت اين كه سوگند بر «پدر مشرك» يك نوع شرك است اين است كه يك چنين سوگند، به ظاهر تصديق راه وروش آنها است.
اين يك تحليل براى حديث و اساس آن تخطئه اجتهاد ابن عمر است كه از حديثى كه در مورد سوگند به مشرك وارد شده است، معنى وسيع فهميده حتى بر مقدسات نيز تطبيق نموده است.
در اين جا تحليل ديگرى است كه از تحليل نخست، روشن تر و واضح تر است و اينك بيان آن:
تحليل دوم
سخن پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) كه مى فرمايد: «من حلفَ بغير اللّه فقدْ أشرك» مربوط به سوگند به خصوص طواغيتى مانند «لات و عزى» است، نه سوگند بر پدر