منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٩
خنده آور جمله اى است كه رئيس فرقه وهابى ها مى گويد:
«خداوند به اولياى خود حق شفاعت داده است امّا ما را از درخواست آن بازداشته است».[١]
اوّلاً: خداوند در كدام آيه ما را از درخواست شفاعت از شافعان راستين بازداشته است؟ اگر اين بازدارى به خاطر اين است كه چنين درخواستى شرك است، هرگز چنين درخواستى عبادت و پرستش طرف نيست واگر از جهات ديگر است، بعداً مورد بررسى قرار مى گيرند.[٢]
ثانياً: اين كار يك نوع تناقض گويى است، اگر خدا چنين حقى را به اولياى خود داده است براى اين است كه ديگران از آن حق بهره مند گردند، آيا صحيح است كه به افرادى گفته شود كه شما حق نداريد از آنان درخواست استفاده بنماييد؟ در حالى كه چنين حقى به خاطر بهره مند شدن آنان به اولياى خدا داده شده است.
ب: شرك مشركان به خاطر طلب شفاعت از بت ها بود
شرك مشركان به خاطر اين بود كه از بت ها طلب شفاعت مى نمودند كه آيه زير بر آن گواهى مى دهد:
(وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعهُمْ وَيَقُولُونَ هؤلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللّهِ...) .[٣]
[١] كشف الارتياب:٢٤١ نقل از كتاب كشف الشبهات تأليف محمد بن عبدالوهاب، ص ٦٢.
[٢] همان طور كه در آغاز رساله يادآور شديم بحث ما در اين رساله پيرامون موضوعات پنجگانه از نظر شرك نيست، بلكه از جهات ديگر است و اگر در اين جا به گونه اى فشرده پيرامون شرك بحث كرديم، يك نوع خارج از هدف مى باشد.
[٣] يونس/١٨.