منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٣
خداوند به پيامبر گرامى خود دستور مى دهد كه: براى كوبيدن اين فكر غلط و سراسر شرك آنان، هر نوع قدرت وعلم را كه از جانب خدا نباشد از خود سلب كند و بگويد من با صرف نظر از قدرت الهى، مالك هيچ گونه نفع و ضررى نيستم مگر آن كه از طرف خدا قدرتى به من اعطا گردد. و جمله :(إِلاّما شاءَ اللّه) : «مگر آنچه خدا بخواهد»، گواهى مى دهد كه مقصود نفى هر نوع قدرت و توانايى نيست بلكه نفى قدرتى است كه از جانب خدا نباشد.
از اين رو روشن مى شود كه رسول خدا علم و قدرتى كه از جانب خدا باشد، از خود سلب نكرده، بلكه با جمله (إِلاّ ما شاء اللّه) آن را اثبات كرده است.
مفاد جمله دوم آيه (لو كنت أعلم الغيب...) هم روشن مى شود.
يعنى اگر بدون تعليم الهى و از پيش خود عالم به غيب بودم خير فراوانى براى خويش جمع آورى مى كردم و هيچ بدى به من نمى رسيد. امّا چون آگاهى من از غيب ذاتى نيست و به تعليم الهى است هر كجا خدا بخواهد من از غيب آگاه خواهم شد همانطور كه هر كجا خدا بخواهد از قدرت و توانايى مخصوصى برخودار خواهم بود.
آيه پنجم
(...وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عذاب عَظِيم).[١]
«از اهل مدينه گروهى مهارت در نفاق دارند، تو آنان را نمى شناسى ما
[١] توبه/١٠١.