منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٤
گفت: آيا علم غيب دارى؟ حضرت خنديد و فرمود: اين «علم غيب» نيست يعنى علم غيب ذاتى و بدون تعليم الهى نيست «إنّما هو تعلّم من ذى علم» [١]
«بلكه اين آگاهى از غيب را رسول خدا به من تعليم كرده است».
بنابراين«علم غيب» در عصر نزول قرآن وصدور احاديث، به معناى علم ذاتى، استعمال مى شده است و هيچ مانعى ندارد كه با در نظر گرفتن آياتى كه آگاهى از غيب را براى پيامبران ثابت مى داند، آيات نفى كننده را حمل بر همان علم غيب ذاتى و بدون تعليم الهى كنيم، خوشبختانه اين توجيه در روايات هم آمده است مانند همان گفتار نهج البلاغه، و نيز رواياتى كه از امام هفتم (عليه السلام) در بخش سوم اين كتاب نقل شد كه فرمود: اين آگاهى كه ما داريم «علم غيب» نيست (يعنى علم به غيب ذاتى و بدون تعليم الهى) بلكه وراثت از رسول خدا است و هرچه ما مى دانيم از رسول خدا به ما رسيده است و رسول خدا هم مى داند از جانب خداوند به او آموخته شده است.[٢]
و نيز در روايات ديگر وارد شده است كه از امام هشتم (عليه السلام) پرسيدند آيا امام به هنگام مرگ خود آگاه است يا نه؟
حضرت در پاسخ فرمودند:«نعم يعلم بالتعليم...»: «بلى آگاه است امّا آگاهى او به تعليم الهى است».[٣]
و نيز در روايت ديگر، هشام كه يكى از ياران امام صادق (عليه السلام) است آن حضرت را در حضور خود ايشان چنين معرفى كرد:«يخبرنا بأخبار السماء وراثة
[١] نهج البلاغه، خطبه ١٢٤.
[٢] امالى مفيد، ص ١٤.
[٣] اثبات الهداة:٥/٥٢٨ به نقل از بصائر الدرجات.