منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٠
حركات وسكنات و كار و كردار بشر، سازنده حيات معنوى وپديد آورنده قدرت روحى است كه نتيجه آن سعادت و تعالى انسان و يا شقاوت و بدبختى او است. دستورات اسلام و نواميس دينى هر چند در ظاهر به صورت مجموعه اى اعمال فردى و يا اجتماعى برگزار مى گردد، امّا همين دستورات، يعنى عمل به واجبات و ترك محرمات، در روح انسان، كمالاتى پديد مى آورد،و در پس پرده حس ذخيره مى سازد واين واقعيت روحى و معنوى است كه سازنده شقاوت و سعادت، وپديد آورنده نعمت هاى بهشتى ونعمت هاى دوزخى مى گردد.
در پس پرده زندگى ظاهرى(هنگامى كه زندگى ظاهرى، با رعايت نواميس دينى و قوانين الهى توأم باشد) واقعيتى است زنده وحياتى است معنوى كه سرچشمه تمام خوشبختى ها است واين واقعيت همان «ولايت» است كه در افراد انسان به طور متفاوت پديد مى آيد ومبدأ يك سلسله آثار شگرف مى گردد.
گروهى، اسرار دستورهاى اسلامى را در مسائل زندگى خلاصه مى كنند، تصور مى نمايند كه اين دستورها تنها براى زيستن است، ديگر توجه ندارند كه اين دستورها علاوه بر اينها نتيجه ديگرى نيز دربر دارند و آن اين كه انسان در پرتو اين دستورات عملى واجتماعى موفق مى گردد كه روح خويش را از صفات زشت پاك سازد، و قرب معنوى وكمال وجودى پيدا كند.
انسان در سايه عبوديت و بندگى خدا و اخلاص در عبادت، براى خود سيرى در تكامل باطنى دارد كه ربطى به زندگى فردى واجتماعى او ندارد، و اين سير از حدود جسم وماده بيرون است و هر فردى در اين سير معنوى خود، به فراخور حال خويش مقاماتى را به دست مى آورد كه چه بسا آنها را در اين جهان و يا پس از مرگ مشاهد مى نمايد.
همانطورى كه روح روى تن اثر مستقيم دارد، مثلاً در موقع ترس چهره