منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٣
«شفاعت خواهى»همان درخواست دعا از «ارواح مقدسه» و يا درخواست تصرف در روح و روان انسان در روز رستاخيز است كه در سايه اين تصرف، پالايشى در روح وروان انسان پديد آيد تا بتواند در جرگه پاكان قرار گيرد، و در سرنوشت مانند آنان گردد.
اگر دلايل قطعى در بخش پيشين هر دو نوع درخواست را از اولياى الهى تجويز كرد، ديگر گشودن بخش جداگانه براى درخواست شفاعت لزومى ندارد. ولى چون در كتابهاى وهابى ها،خصوص اين بحث، به طور جداگانه عنوان شده است ما نيز از ادغام دو بحث، در يكديگر صرف نظر كرده وبه گونه اى فشرده اين بحث را تعقيب مى كنيم. به گواهى متون تواريخ، سيره و روش مسلمانان از زمان «پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)» و زمان هاى بعد، درخواست شفاعت از شافعان راستين بوده است و پيوسته از آنان در حال حيات و ممات درخواست شفاعت مى كردند و هيچ دانشمند اسلامى اين چنين درخواست را مخالف اصول اسلام ندانسته است.
تا اين كه «ابن تيميه» در قرن هشتم اسلامى، با اين مسئله مخالفت كرد و پس از وى «محمد بن عبدالوهاب نجدى»، پرچم مخالفت را برافراشت.
يكى از نقاط اختلاف وهابى ها با ديگر فرقه هاى اسلامى همين جاست. آنان با اين كه بسان ديگر مسلمانان شفاعت را به عنوان يك اصل اسلامى پذيرفته اند و مى گويند كه روز قيامت شافعان درباره گنهكاران امت شفاعت خواهند كرد وپيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) در اين قسمت سهم بزرگترى دارد، در عين حال مى گويند:
«ما هرگز حق نداريم در اين جهان از آنان طلب شفاعت كنيم».