منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٤
را نشان ما بدهى».
برخى ديگر با هدف رسالت كاملاً مغاير و منافى بود، مانند كوبيدن آسمانها بر سر آنان كه مايه مرگ آنها بوده ، و در اين صورت هدف رسالت كه هدايت و رهبرى بود از ميان مى رفت ، چنانكه مى گفتند:
(أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً...) .
«آسمانها را بر سر ما بريزى».
و بعضى ديگر هر چند ممكن بود و با هدف رسالت هم مغايرت نداشت ولى هرگز دليل و گواه بر راستگويى وارتباط وى با جهان وحى نبود. مثلاً مى گفتند:«تو بايد داراى باغ و خانه اى بس مجلل باشى» آنجا كه مى گفتند:
(أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخيل وَعِنَب...) .
«تو بايد باغى مملو از نخل و انگور داشته باشى».
در صورتى كه ثروت و مكنت دليل و گواه نبوّت انسان نيست و گرنه بايد «اوناسيس»هاى [١] جهان ، همگى پيامبران آسمانى باشند.
قرآن مجيد به منظور انتقاد از درخواست آنان، دو جمله زير را فرمود:
١. (سُبْحانَ رَبِّى) : «منزه است پروردگار من» و با اين جمله خواست خدا را از رؤيت ومشاهده، كه مورد درخواست آنان بود، و همچنين از انجام كارهاى منافى هدف رسالت مانند كوبيدن آسمانها بر سر آنها، و يا انجام كارهاى لغو و غير مؤثر در هدايت، تنزيه كند، و بگويد خداى من پيراسته از آن است كه ديده شود ويا كار منافى هدف رسالت انجام دهد.
[١] ميلياردر معروف يونان.