منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٤
مباهله پيامبر در آن روز اثر عجيبى در ميان مسلمانان نهاد، هم مقام پيامبر در انظار جهانيان بالا رفت و هم افتخار عظيمى براى اهل بيت آفريد، به گونه اى كه اين افتخار در ميان مسلمانان انتشار يافت.
مسلم در صحيح خود نقل مى كند كه معاوية بن أبى سفيان به سعد وقاص گفت چرا به على دشنام نمى دهى.
او در پاسخ گفت: على داراى سه مفخره بزرگ است كه آرزومندم كه يكى از آنها از آن من بود.
١. در يكى از نبردها پيامبر اورا جانشين خود قرار داد و به او گفت:
«أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّأنّه لا نبيّ بعدي».
«آيا راضى نمى شوى كه نسبت به من مانند هارون به موسى باشيد جز اين كه پس از من پيامبرى نيست».
٢. رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) در نبرد «خيبر» چنين فرمود: پرچم را فردا به دست كسى مى دهم كه خدا و رسول او را دوست مى دارد، وخدا و رسولش او را نيز دوست مى دارد، در اين موقع گردنها كشيده شد، و هر كس انتظار داشت كه پرچم را به دست او بدهد ناگهان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مهر خاموشى را شكست و فرمود: على را صدا كنيد، على در حالى كه به درد چشم سختى گرفتار بود حضور پيامبر رسيد و در پرتو توجهات پيامبر بيمارى چشم برطرف گرديد ، پرچم را به دست او داد و سرانجام قلعه ها به دست او فتح شد.
٣. روزى كه آيه مباهله نازل شد پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) على (عليه السلام) و فاطمه و حسنين(عليهم السلام) را گرد آورد و گفت: «اللّهمّ هؤلاء أهل بيتي»; «پروردگارا آنان اهل بيت من هستند».[١]
[١] صحيح مسلم:٧/١٢٠، باب فضائل على بن أبى طالب (عليه السلام) .