منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٢
«بلكه آنان جز خدا شفيعانى اتخاذ كرده اند، بگو اگر آنان چيزى را مالك نباشند و تعقل نكنند(چگونه مى توانند شفاعت كنند؟) بگو شفاعت همگى از آن خداست».
پاسخ
با در نظر گرفتن جمله هاى آيه، روشن مى شود كه هدف آيه نفى شفاعت از بتهاى چوبى و سنگى و فلزى است نه نفى شفاعت از شافعان راستين كه در آيات ديگر به شفيع بودن آنها تصريح كرده است، زيرا:
اوّلاً: جمله هاى (لا يَمْلِكُونَ) و (لا يَعْقِلُون)مى رساند كه حق شفاعت از آن كسى است كه مالك حق شفاعت باشد و نيز از كار خود آگاه باشد وبت هاى مورد نظر آنان فاقد هر دو شرطند; نه از كار خود آگاهند و نه خود شفاعت را مالكند; در اين صورت مفاد جمله (قُلْ للّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً) اين مى شود كه شفاعت مال خداست نه مال بت هاى چوبى و فلزى; تو گويى مى فرمايد:
«للّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً لا للأَوثانِ وَالأَصْنام».
«شفاعت از آن خداست نه از آن بتها».
ثانياً: حق شفاعت «به صورت مالكيت و مملوكيت»، فقط از آن خداست، و «اولياى الهى»، «مالك» شفاعت نيستند بلكه «مأذون» در آن مى باشند. بنابراين هيچ مانعى ندارد كه خداوند «مالك شفاعت» باشد وديگرى «به اذن او» شفاعت كند.
خلاصه مقصود از جمله ياد شده اين نيست كه تنها خدا شفيع است، نه غير او، زيرا جاى شك نيست كه خدا هرگز در حقّ كسى شفاعت نمى كند