منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٩
سؤال هشتم
اگر امامان (عليهم السلام) از غيب آگاهى داشتند پس چرا در موارد متعددى آگاهى خود را از غيب انكار مى كردند مانند اين حديث:
«چهار نفر از اصحاب امام صادق (عليه السلام) در مجلس آن حضرت بودند كه آن حضرت با حال خشم نزد آنها آمده و فرمود:
تعجب است از آنان كه خيال مى كنند ما غيب مى دانيم با اين كه جز خدا هيچ كس غيب نمى داند من مى خواستم كنيز خود را تنبيه كنم فرار كرد و ندانستم كه در كدام اطاق از اطاقهاى خانه است».[١]
پاسخ
اين قبيل روايات در صدد رد اعتقاد كسانى است كه آگاهى امامان از غيب را «ذاتى» و بدون تعليم الهى مى دانند وحضرت با اين بيان مى خواهند به مردم بفهمانند كه اگر خدا آنها را از غيب آگاه نكند، از پيش خود آگاه نيستند چنان كه در روايت ديگر چنين آمده است:
«انّ عالمنا لا يعلم الغيب ولو وكل اللّه عالمنا إلى نفسه كان كبعضكم ولكن يحدث إليه ساعة بعد ساعة...».[٢]
«عالم ما اهل بيت داراى علم غيب (ذاتى) نيست و بايد خدا به او تعليم كند و اگر خدا او را به خود واگذارد و چيزى به او تعليم نكند او هم مانند يكى از مردم عادى خواهد بود ولى خداوند هميشه به او علم مى آموزد».
[١] كافى:١/٢٥٧.
[٢] بصائر الدرجات، ص ٩٤، چاپ سنگى.