منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٣
جز او از كسى حاجت نمى طلبد و عمل او مشمول آياتى است كه انسان ها را به توجه به خدا دعوت مى نمايد چيزى كه هست وى در مقام درخواست حاجت از او، يكى از عزيزان درگاه او را واسطه قرار داده و از اين طريق مى خواهد لطف خدا را جلب كند. حال اگر چنين كارى حرام بود، لازم بود كه در كتاب و سنت تذكر داده شود.
و به عبارت ديگر: بشر در زندگى اين جهان در مقام جلب توجه و عطف مقام بالاتر، پيوسته فرد ويا گروهى را واسطه خويش قرار داده و از اين طريق، عطف و لطف مقام بالاتر را براى خود جلب مى نمايد و در اين كار از «نداى فطرت» و «سائقه سرشت» استفاده مى كند; روى اين اساس او ناخود آگاه در امور دينى و در جلب الطاف الهى نيز از اين راه وارد مى شود وعزيزان درگاه او را، واسطه خويش قرار مى دهد، هرگاه چنين عملى حرام ونامشروع باشد، بايد در كتاب و سنت به آن توجه داده شود و اگر در قرآن و حديث دليلى بر تحريم آن نباشد، بايد آن را گواه بر مشروع بودن اين كار گرفت.
نويسنده از دليل خود، كاملاً وارونه نتيجه مى گيرد، زيرا نبودن حكم توسل در كتاب و سنت اگر دليل بر جواز و مشروع بودن آن نباشد، گواه بر تحريم آن نخواهد بود، بالأخص كه اين عمل با سائقه فطرت و رهبرى سرشت ومقايسه امور معنوى به امور مادى كه براى نوع انسان ها يك امر پذيرفته شده است، انجام مى گيرد، هرگاه اين عمل يك كار نامشروع بود لطف الهى ايجاب مى كرد كه براى نجات بندگان از چنگال كار حرام، آنان را به نامشروع بودن آن توجه دهد و كار به سكوت برگزار نگردد.
به خاطر همين جهت در چنين مواردى، قرآن مجيد و سنت پيامبر،