منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٣٧
در اين ده مورد[١] امير مؤمنان به جان خود كه مخلوق خداست، سوگند ياد كرده است، آيا امام از حقيقت اسلام وحدود حلال و حرام، آگاهى كامل دارد يا غارتگران نجد كه با تهمت شرك بر قبايل بى دفاع مسلمانان مكرر، حمله برده و اموال آنان را غارت كرده و حمام خونى به راه انداختند؟
گروه وهابى نه تنها به قبايل اطراف دست مى انداختند، بلكه يك بار در سال ١٢١٦ هجرى قمرى وبار ديگر در سال ١٢٥٩ بر كربلا حمله برده به صغير و كبير رحم نكردند، و در ظرف سه روز شش هزار نفر را از دم تيغ گذراندند، و تمام نفايس حرم شريف را بسان سپاه يزيد به غارت بردند. چرا؟ به خاطر اين كه اين گروه به فرزندان پيامبر سوگند ياد مى كنند و به آنان مهر مىورزند.
امام امير مؤمنان (عليه السلام) در يكى از خطبه هاى خود به شعر شاعرى كه به جان خود سوگند ياد كرده است، تمثل مى جويد و چنين مى گويد:
لَعَمْرِ أبيكَ الخَيْرِ يا عَمْرُو اِنّنى، عَلى وضـر من ذَا الإناءِ قَليـل[٢]
«بجان پدر نيكوكار تو اى عمرو، سوگند، من بر باقيمانده كمى از اين طرف حاضر شده ام».
اين تنها امام نيست كه به غير خدا سوگند ياد كرده است، بلكه خليفه نخست در سخنان خود به پدر فرد مخاطب خويش سوگند ياد مى كند:
«إنّ رجُلاً مِنْ أهل اليَمَن أقطعَ اليدَ والرَّجُلُ قَدِمَ فَنَزَلَ على أبى بكر الصدّيق، فشكا إليه أنّ عامل اليمن قد ظلمه، فكانَ يُصلّى من اللَّيل، فيقولُ
[١] مدارك ياد شده از روى نهج البلاغه عبده، چاپ مطبعه استقامت تطبيق گرديده است.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ٢٥.