منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٠
كه ارتباط بشر با گذشتگان باقى است و هنوز اين پيوند قطع نشده است.
الف: صالح با ارواح قوم خويش سخن مى گويد:
(فَعَقَرُوا النّاقَةَ وَعَتَوا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقالُوا يا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ) .[١]
«شتر را(كه معجزه صالح بود)پى كردند و از دستور پروردگار خود سرپيچيدند و گفتند، اگر پيامبرى، عذابى كه به ما وعده مى دهى بيار».
(فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فى دارِهِمْ جاثِمينَ).[٢]
«زلزله اى (بر اثر صيحه آسمانى) آنان را فرا گرفت[٣] ـ و در خانه هاى خويش بى جان افتادند)».
(فَتَوَلّى عَنْهُمْ وَقالَ يا قَومِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّى وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلكِنْ لا تُحِبُّونَ النّاصِحينَ) .[٤]
«آنگاه از آنان روى برگردانيد و سربرتافت و گفت اى قوم من پيامهاى خداوند را رسانيدم ولى شما ناصحان را دوست نمى داريد».
در مفاد آيات سه گانه دقت كنيد:
آيه نخست، حاكى است كه آنان هنگامى كه زنده بودند از او عذاب الهى را درخواست كردند.
آيه دوم، حاكى است كه عذاب الهى فرا رسيد و همه آنان را نابود كرد.
[١] اعراف/٧٧.
[٢] اعراف/٧٨.
[٣] در برخى از آيات علت نابودى آنان صيحه آسمانى (هود/٦) و در برخى ديگر صاعقه (فصلت/١٧) و در اين دو آيه زلزله معرفى شده است. و جمع آيات به اين طريق است كه صيحه شديد آسمانى همراه با صاعقه و زمين زلزله بوده است.
[٤] اعراف/٧٩.