منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٩
يا افراد ديگرى كه در مجلس بودند آن را نقل مى كردند، و ذيل حديث مى رساند كه عثمان بن حنيف تا آخر مجلس در كنار پيامبر بود واگر چنين دعايى از پيامبر انجام مى گرفت قطعاً نقل مى كرد.
وى چنين مى گويد:
«فَوَاللّهِ ما تَفَرَّقْنا وَطالَ بنَا الحَديثُ حَتّى دَخَلَ عَلَيْنا كَأَنْ لَمْ يَكُنْ بِهِ ضَرٌّ».
«به خدا سوگند ما متفرق نشديم و سخن به درازا نكشيد مگر اين كه وى بر ما وارد شد، تو گويى اصلاً عارضه چشم نداشت».
سؤال سوم
هرگاه پيامبر به همين دعا اكتفا ورزيده است، پس معنى جمله «إنْ شِئْتَ دَعَوت» چيست؟
پاسخ
درست است كه ظاهر اين جمله اين است كه پيامبر وعده داد كه در حقّ او دعا نمايد، ولى به گواه سكوت راوى از دعاى پيامبر ناچار بايد بگوييم كه مقصود همان دعايى است كه به نابينا تعليم داد، و به اصطلاح هدف«دعاى تسبيبى» است هر چند به وسيله خود نابينا انجام بگيرد، نه «دعاى مباشرى» كه خود پيامبر شخصاً به دعا مباشرت ورزد.
و در هر حال اين مطلب در مفاد حديث دگرگونى ايجاد نمى كند خواه بهبودى او به وسيله دعايى باشد كه پيامبر به او تعليم داد و يا به وسيله دعاى مجدد پيامبر باشد كه پس از توسل او انجام بگيرد، بالأخره پيامبر به او دستور داد كه به پيامبر رحمت متوسل گردد و او را وجهه خود قرار دهد.