منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢٤
براى آگاهى از اين كه چگونه بنده فقير و محتاجى، حقى بر ذمه خدا پيدا مى كند، در مفاد دو آيه زير دقت كنيد. قرآن مجيد در آيه اى خدا را مالك مطلق مى داند، وبندگان به ظاهر مالك را، نمايندگان خود در اموالى كه در دست دارند، معرفى مى كند، آنجا كه مى فرمايد:
(...وَأَنْفِقُوا مِمّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَأَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ) .[١]
«از آنچه كه شما را نماينده خود در آن اموال قرار داده است، انفاق كنيد، براى كسانى كه ايمان دارند وانفاق مى كنند، پاداشى بزرگ است».
ولى همين قرآن در چند آيه بعد، استقراض خدا را ازبندگان خود مطرح مى كند و بشر در اين آيه با چهره مالكانه تجلى مى كند كه به خداى «مالك السماوات والأرض» وام مى دهد آنجا كه مى فرمايد:
(مَنْ ذَا الَّذِى يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً...).[٢]
«كيست كه خدا را وام نيكو بدهد».
همان طور كه آيه نخست، بيانگر يك حقيقت تكوينى و واقعى و روشنگر مفاد آيه زير مى باشد:
(يا أَيُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللّهِ وَاللّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الحَميدُ) .[٣]
«اى مردم! شما محتاجان به سوى پروردگار هستيد و خداوند بى نياز و پيراسته است».
همچنين اين آيه، بيانگر لطف الهى و مراحم غيبى او است كه در اين تشريع آن چنان كرامت و بزرگوارى از خود نشان مى دهد كه از بنده خود وام
[١] حديد/٧.
[٢] حديد/١١.
[٣] فاطر / ١٥ .