منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٦
مى پرداخت. اكنون بايد ديد پس از وى وارث علم كتاب، پاسخگوى مشكلات علمى امت اسلامى كيست.
قرآن در اين مورد مى فرمايد:
(وَالّذى أَوحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الكِتابِ هُوَ الحَقُّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللّهَ بِعِبادِهِ لَخَبيرٌ بَصيرٌ* ثُمَّ أَورَثْنَا الكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سابِقٌ بِالخَيْراتِ بِإِذْنِ اللّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الكَبيرُ)(فاطر/٣١ـ ٣٢)
«آنچه از كتاب به سوى تو وحى كرده ايم، خود حق و تصديق كننده كتابهاى پيش از آن است ً خدا نسبت به بندگانش آگاه و بيناست.
سپس اين كتاب را به بندگان برگزيده خود به عنوان ميراث داديم(زيرا بندگان، و يا بندگان برگزيده ما)سه گروهند برخى از آنان بر خود ستمكارند و برخى از ايشان ميانه رو و برخى از آنان در كارهاى نيك به فرمان خدا پيشگامند و اين كرامت بزرگ است».
در اين آيه دو احتمال وجود دارد كه اكنون يادآور مى شويم:
الف: خدا قرآن[١] را ميراث همه بندگان قرار نداده بلكه ميراث گروهى از بندگان برگزيده، به گواه اين كه اگر ميراث همه بندگان بود، آوردن جمله (الَّذينَ اصْطَفَيْنا)لزوم نداشت و مى فرمود:(وَأَوْرَثْنَا الكِتابَ عِبادنا) .
بنابراين تفسير، لفظ «من» در (من عبادنا) براى تبعيض بوده، و ضمير«منهم» در جمله (فمنهم ظالم) به «عبادنا» برمى گردد نه به گروه برگزيده يعنى جمله (الّذين اصطفينا) زيرا تقسيم بندگان به سه گروه بنامهاى ظالم و
[١] تفسير كتاب به قرآن به خاطر آيه قبلى است كه مى فرمايد:(وَالّذى أَوحَيْنا إِلَيْكَ الكتاب).