منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٨
درخواست كرد كه شأن نزول آيه را دگرگون سازد و از پيامبر حديثى نقل كند كه اين آيه در حقّ عبدالرحمان بن ملجم نازل شده است.
البته معاويه در مرحله نخست صد هزار درهم پيشنهاد كرد، ولى او راضى نشد وگفت موضوع، دين فروشى است، و نمى توان دين را به بهاى ارزانى فروخت. سرانجام پس از چانه زدن به چهارصد هزار درهم راضى شد و در بالاى منبر قرار گرفت و از زبان پيامبر دروغى جعل كرد و گفت اين آيه در حقّ عبدالرحمان فرزند ملجم قاتل على نازل شده است.
و سپس افزود: آيه ديگرى (كه در واقع مربوط به منافقان است) در حق على (عليه السلام) فرود آمده است، وآن اينكه (وَمِنَ النّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَولُهُ فِي الحَياةِ الدُّنيا وَيُشهد اللّه عَلى ما في قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الخِصام) (بقره/٢٠٤).
«گفتار برخى از مردم تو را در زندگى اين دنيا سخت به تعجب وا مى دارد، وخدا را بر آنچه كه در دل دارد گواه مى گيرند در حالى كه او سخت ترين دشمنان هستند».
بازرگان حديث، شأن نزول هر دو آيه را دگرگون ساخت و تبليغات زهرآگين دستگاه اموى آنچنان عقل و خرد و آگاهى را از مردم شام سلب كرده بودكه سخن او را پذيرفتند حتى يك نفر هم اعتراض نكرد، در حالى كه عبدالرحمان به هنگام نزول قرآن يا از مادر متولد نشده بود و يا دوران شيرخوارگى رامى گذارند در اين صورت چگونه آيه يادشده در حقّ او فرود آمده است. ولى مرور زمان پرده جهالت را دريد و در نقطه اى كه اموى ها حكومت مى كردند آثار اهل بيت درخشيد و از بيت اموى اثرى باقى نماند ومعاويه در يك خانه مخروبه اى به خاك سپرده شده كه احدى رغبت به زيارت او نمى كند.