منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠٥
اعتراف كرده است و مقام شفاعت و شفيع بودن پيامبر با وسيله بودن او مناسبتر مى باشد.
و به عبارت ديگر: شاعر در حضور پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) كه كاشف از رضاى او به مضمون شعر است، او و تمام پيامبران را وسيله خويش به درگاه الهى خواند و خصوص پيامبر را وسيله نزديك تر، و مقصود از وسيله بودن پيامبران، تنها اين نيست كه درحال حيات، حضور آنان برسيم و درخواست دعا كنيم، زيرا يك چنين درخواست نسبت به ساير پيامبران مطلقاً، و نسبت به پيامبر اسلام درباره افراد ديگر كه امكان شرفيابى ندارند، امكان پذير نيست در اين صورت بايد از «وسيله» معنى وسيع و گسترده اى را اراده نمود، كه حال كسانى را كه نمى توانند حضور او برسند شامل گردد.
ثانياً: شاعر از محضر پيامبر درخواست مى كند كه در روز قيامت درباره او شفاعت كند، و اين مطلب همان درخواست حاجت است و ما پيرامون اين نوع حاجت خواهى اعم از حى و ميت بحث نموديم، شما مى توانيد پيرامون حاجت خواهى از زنده به صفحات و از غير حى به بعد مراجعه بفرماييد.
اين حادثه را طبرانى در «جامع كبير»[١] و ديگران نقل كرده اند، مؤلف التوصل در سند حديث خدشه كرده و آن را به صورت حديث ضعيف قلمداد كرده است و ما در گذشته پاسخ اين نوع اشكال تراشى را داديم.
تا اين جا توانستيم به برخى از احاديث توسل [٢] كه در كتابهاى حديث و
[١] الدرر السنية،ص ٢٩، تأليف زينى دحلان و التوصل، ص ٣٠٠.
[٢] احاديث توسل كه در كتابهاى اهل سنت وارد شده است بيش از آن است كه در صفحات قبل منعكس گرديد، و براى يك فرد منصف، اين مقدار كافى است.