منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١٢
(وَإِذا ذُكِرَ اللّهُ وَحْدَهُ اشْمأَزَّتْ قُلُوبُ الّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَة وَإِذا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ) .[١]
«هنگامى كه خدا به تنهايى ياد شود، دلهاى كسانى كه سراى ديگر را باور ندارند، رميده مى شود واگر كسانى كه غير او هستند، ياد شوند، شادمان مى گردند».
و در آيه ديگر «مجرمين » را كه همان مشركان هستند، چنين توصيف مى كند:
(انّهُمْ كانُوا إِذا قِيلَ لَهُمْ لا إلهَ إِلاّاللّهُ يَسْتَكْبِرُونَ* وَيَقُولُونَ ءَإِنّا لَتارِكُوا آلِهتِنا لِشاعِر مَجْنُون) .[٢]
«آنان كسانى هستند كه هر زمان به آنان گفته شود جز اللّه خدايى نيست كبر مىورزند و مى گويند: آيا ما خداى خود را به خاطر شاعر ديوانه اى ترك گوييم؟».
آيا به راستى فردى كه در شب هاى سرد زمستان، و يا شبهاى كوتاه تابستان رنج سرما يا بى خوابى را متحمل مى گردد، پس از برگزارى نوافل شب، خدا را به مقام اوليا سوگند مى دهد، او بسان مشركان است كه از خواندن خدا، نفرت ورزيده و از خواندن بت ها شادمان مى گردند؟
در «صحيفه علويه» كه مرحوم شيخ عبداللّه سماهيجى، دعاهاى امام امير مؤمنان (عليه السلام) را گرد آورده است، چنين مى خوانيم كه امام در نوافل شب، پس از ركعت هشتم اين چنين دعا كرد:
«اللّهمّ إنّى أسألكَ بحرمة من عاذَ بكَ منكَ ولجأ إلى عزّكَ واستَظَلَّ بفيئِكَ وَاعْتَصَمَ بِحَبْلِكَ وَلَمْ يَثِقْ إلاّ بِكَ».[٣]
[١] زمر/٤٥.
[٢] صافات/٣٥ـ ٣٦.
[٣] صحيفه علويه، انتشارات اسلامى، ص ٣٧٠.