منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٨
جاى بحث و گفتگو نيست كه كارهاى مرتاضان بر خلاف فطرت انسانى، و بر خلاف قوانين مسلَّم اسلام مى باشد; زيرا اين رياضتها يك نوع اضرار به جسم و جان و «رهبانيت» خاصى است كه در آيين اسلام ممنوع و حرام اعلام شده است.[١]
البته راه شكفته شدن نيروهاى درونى منحصر به اين نوع رياضتهاى ضد انسانى نيست كه بر خلاف اصول آفرينش مى باشد، بلكه براى جوانه زدن قواى درونى راه ديگرى هست كه در آينده درباره آن گفتگو خواهيم كرد، ولى كارهاى شگفت انگيز مرتاضان در برابر غربيان وغرب زدگان كه ماده را آخرين مرحله هستى مى پندارند، ووجود و هستى را با ماده ونيرو مساوى مى دانند، فرضيه اصالت ماده را متزلزل مى سازد و ثابت مى نمايد كه در پشت عالم ماده و انرژى، جهان بس مرموزى است كه قدرت و نيروى بس شگرفى دارد، كار و كوشش موجودات آن جهان در گرو قوانين مادى و نواميس طبيعى نيست، بلكه يك نوع حكومتى بر اصول مادى دارد. در اينجا بد نيست داستان زير را كه يك مرد انگليسى ديرباورى را به امور غيبى ، معتقد ساخت بشنويد:
«مرتاضى» را به نام «هاريكن» در «هند» در حالى كه زبان خود در دهان برگردانيده و لبها را دوخته بود و سوراخهاى بدن خويش را با موم بسته بود، در ميان تابوت گذاردند، و تابوت را مهر و موم كرده و در ميان قبر نهادند و شب و روز نگهبانان اطراف تابوت را زير نظر گرفتند.
پس از شش هفت روز تابوت را از قبر درآورند و ديدند مهرهاى آنان دست نخورده است، مرتاض را از ميان آن بيرون كشيدند، ديدگان او
[١] پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «لا رهبانية في الاسلام» در اسلام رهبانيت نيست.(نهج البلاغه، حكمت ٢٥٣).