منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٦
٤. اتفاق امّت.
و با يك محاسبه مختصرى، مى توان مقصود از آن را بدست آورد، و آن اين كه: خدا در اين آيه به اطاعت اولى الأمر به صورت كلى و به نحومطلق، دور از هر نوع قيد و شرط فرمان داده است، و مفاد آن اين است كه اين گروه هر چه به شما دستور دادند، آن را بدون چون وچرا و بدون قيد و شرط بپذيريد، يك چنين فرمان كلى، مجرد از هر نوع قيد، گواه بر اين است كه دستور دهندگان، معصوم از گناه و پيراسته از خلافند و اگر چنين نبود خدا به پيروى مطلق از آنان، دور از هر نوع قيد و شرط، فرمان نمى داد، زيرا فرمان غير معصوم در صورتى وجوب اطاعت دارد كه مخالف كتاب و سنت نبوده و مايه عصيان و بزه كارى نباشد و همگى مى دانيم اميران لشگر و فرماندهان سپاه و يا علما و دانشمندان، معصوم نبوده عمداً و يا سهواً فرمانهاى خلاف نيز مى دهند.
و اگر مقصود اين دو گروه بود لازم بود كه لزوم اطاعت آنان را مقيد سازد، و بگويد: در صورتى كه بر خلاف شرع دستور ندهند.
قرآن در يك مورد جزئى اين قيد را ناديده نگرفته وآن اطاعت از والدين است و اطاعت آنان را مشروط بر اين كرده كه بر خلاف فرمانهاى الهى دستور ندهند، چنان كه مى فرمايد:
(وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَإِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِى ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما...)(عنكبوت/٨)
«ما انسان را به نيكى به پدر و مادرش سفارش كرديم واگر آنان كوشش كنند كه تو، چيزى را كه بر آن علم ندارى شريك خدا قرار دهى، از آنان اطاعت مكن».