منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤٧
بنابراين با سه توجيه مى توان منافات اين حديث را با احاديث پيش از ميان برد.
حديث دوم
«جاءَ ابنَ عمر رجلٌ فقال : أحلف بالكعبة، قال: لا ولكن اِحلف بربّ الكعبة، فإنّ عمر كان يحلفُ بأبيه فقالَ رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم): لا تحلِف بأبيكَ فإنّ من حلفَ بغير اللّه فقد أشركَ».[١]
«مردى پيش فرزند عمر آمد و گفت من به كعبه سوگند ياد مى كنم فرزند عمر گفت: به خداى كعبه سوگند بخور، زيرا عمر به پدر خود قسم ياد كرد پيامبر فرمود: به پدرت سوگند مخور، زيرا هر كس به غير خدا سوگند ياد كند، براى خدا شريك قرار داده است».
پاسخ
با توجه به دلايل گذشته كه سوگند بر غير خدا را تجويز مى كند بايد اين حديث به گونه اى توجيه گردد و آن اين كه:
اين حديث از سه بخش تشكيل يافته است:
١. مردى نزد ابن عمر آمد و مى خواست كه به كعبه سوگند بخورد، ولى او طرف را از چنين سوگند بازداشت.
٢. عمر در نزد پيامبر به پدر خود (خطاب) سوگند مى خورد، پيامبر او را از چنين سوگند بازداشت وگفت سوگند به غير خدا مايه شرك است.
[١] السنن الكبرى: ١٠ / ٢٩ ; مسند أحمد: ١ / ٤٧ و ٣٤ و ٦٧ و ٧٨ و ١٢٥ ; سنن بيهقى: ١٠ / ٢٩ .