منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٣
شخصيت هاى الهى در مشكلات و مصايب، در ناگواريها و گرفتاريها، بسان افراد ديگر تلاش و كوشش مى كنند و از اسباب و ابزار عادى براى رفع آنها استفاده مى كنند و چه بسا به خاطر نارسايى اسباب، تلاش و كوشش آنان به جايى نمى رسد.
اگر مشاهده مى كنيم كه راه و رسم زندگى معصومان، با افراد ديگر، چندان تفاوتى نداشته است يعنى آنان هم مانند ديگران بيمار مى شدند و به دوا و داروهاى آن زمان متوسل مى گشتند و در مسايل اجتماعى و در نبرد وجهاد، از ابزار طبيعى و علوم عادى استفاده مى كردند و گروهى را مثلاً مأمور مى كردند تا جريانها را براى آنان گزارش دهند و ... همه و همه به خاطر همين است كه استفاده از اين اسباب غيبى جز در موارد خاصى، صلاح و مجاز نبوده است.
گواه هايى از احاديث اسلامى
عبيداللّه بن ابى رافع كه نويسنده اميرمؤمنان على (عليه السلام) بود مى گويد:
هنگامى كه امام (عليه السلام) «ابوموسى اشعرى» را براى حكميت در داستان جنگ صفين به «دومة الجندل» فرستاد به اوچنين گفت:
«احكم بكتاب اللّه ولا تجاوزه، فلما أدبر قال على (عليه السلام): وكانّى به وقد خدع».
طبق كتاب خدا داورى كن و از دستور آن پا فراتر مگذار!وقتى «ابوموسى» به راه افتاد امام (عليه السلام) فرمود: گويا مى بينم كه او فريب خواهد خورد».
كاتب امام مى گويد: به امام (عليه السلام) عرض كردم:
فلم توجهه وأنت تعلم انّه مخدوع؟