منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦١
سؤال پنجم
آقاى رفاعى حديث ياد شده را چنين توجيه مى كند و مى گويد:
«إنّ مَعْنى اَللّهُمَّ إنّي أَسْأَلُكَ بِنَبِيِّكَ أَىْ بِدُعاءِ نَبِيِّكَ وَلا يُفْهَمُ مِنْهُ التَّوَسُّلُ بِالنَّبِىّ».
«مفاد جمله پيامبر اين است كه من به دعاى پيامبر متوسل مى شوم و از حديث جز اين فهميده نمى شود».
پاسخ
ما قضاوت را در اين تفسير بر عهده دلهاى بيدار مى گذاريم. آيا ما حق داريم كه يك چنين تصرفات ناروا را در حديث انجام دهيم؟
زيرا گذشته بر اين كه يك چنين توسل، تحصيل حاصلى بيش نخواهد بود، و اين فرد قبل از تعليم پيامبر به دعاى وى متوسل بود و از پيامبر درخواست دعا مى كرد، بايد در مورد حديث دخل و تصرف كنيم و بگوييم:
١. نَبِيِّكَ: أىْ بِدُعاءِ نَبِيّكَ.
٢. يا مُحَمَّدُ إنّى أَتَوَجَّهُ بِكَ: أىْ أَتَوَجَّهُ بِدُعائِكَ.
٣. اَللّهمَّ شَفِّعْهُ فِىَّ: أىْ شَفِّع دُعائَهُ فِىَّ.
وهمه اين تصرفات جز پيشداورى انگيزه ديگرى ندارد.
هرگاه مقصود توسل به دعاى پيامبر است نه به شخص و شخصيت او، توصيف «نبى» به «نَبِىّ الرَّحْمَة» چه لزومى دارد؟ آيا اين توصيف نمى رساند كه هدف توسل به شخصيت والا مقامى است كه وجود او «رَحْمَةً لِلْعالَمينَ» است و از اين طريق بايد فرد نابينا زير پوشش رحمت او قرار گيرد؟