منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧١
برانگيخته شده بود و ناقه اى به عنوان معجزه براى آنان آورده بود گفت:
«اى قوم! اين شترِ خدا است كه معجزه اى براى شما مى باشد بگذاريد او در زمين خدا چرا كند و به او بدى نرسانيد كه عذابى نزديك، شما را فرا مى گيرد. پس شتر را كشتند، صالح (عليه السلام) گفت فقط سه روز در خانه هاى خود به سر بريد و بدانيد وعده الهى دروغ نيست».
امّا آن مردم به سخن صالح (عليه السلام) اعتنا نكردند و آن شتر را كشتند و خود را مستوجب عذاب الهى گرداندند در اين هنگام صالح (عليه السلام) آنان را هشدار داد كه پس از سه روز عذاب الهى آنان را فرا خواهد گرفت.
به تصريح قرآن مجيد همينن طور هم شد يعنى پس از سه روز عذاب الهى بر آنان نازل شد.
چه خبر غيبى بالاتر از اين، كه پيامبرى از سرنوشت مردمى كه به معجزه الهى، احترام نگذاردند خبرمى دهد و مى گويد: بيش از سه روز در جهان زنده نخواهيد بود و عذاب الهى شما را نابود مى كند.
١٢. (وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَقالَ يا أَيُّهَا النّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وأُوتِينا مِنْ كُلِّ شَىْء إِنَّ هذا لَهُوَ الفَضْلُ الْمُبين).[١]
«سليمان وارث داوود شد و گفت: اى مردم! خدا زبان پرندگان را به ما آموخته و از همه چيز به ما داده است اينها (براى ما ) فضيلت و برترى آشكار است».
آيا آشنا بودن داوود و سليمان (عليهما السلام) به زبان پرندگان و آگاه بودن از مقصود آنان جز آگاهى از غيب است؟
١٣. (حَتّى إِذا أَتَوا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا
[١] نمل/١٦.