منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٤
كه خداوند پيامبران خود را از غيب آگاه مى كند در اين آيات جامه تحقق پوشيده و آن «امكان» به مرحله «فعليت و تحقق» رسيده است.
اينك بيان آيات
٤. (وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِى بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ* قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَليمُ الْحَكيمُ* قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمّا أَنْبَاَْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنّى أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ).[١]
«خدا همه اسم ها (حقايق موجودات) را به آدم آموخت، سپس آن(حقايق) را بر فرشتگان عرضه كرد وگفت: از اسامى اين حقايق به من خبر دهيد اگر راستگو هستيد، آنان گفتند: ما تو را تسبيح مى كنيم، ما از چيزى آگاه نيستيم جز آنچه تو به ما آموخته اى، تويى دانا و حكيم، خداوند به آدم گفت: آدم! اسامى اين حقايق را به فرشتگان بگو. هنگامى كه آدم فرشتگان را از آن اسامى آگاه ساخت، خداوند به فرشتگان خطاب كرد و گفت: من به شما نگفتم كه از «غيب» آسمانها و زمين آگاهم و آنچه را آشكار كنيد و پنهان نماييد مى دانم».
دقت در معناى اين سه آيه ما را به اين حقيقت رهبرى مى كند كه خداوند يك (سلسله) حقايقى را كه از ديدگان فرشتگان پنهان بود به آدم (عليه السلام) آموخت و سپس آدم (عليه السلام) به دستور خداوند آنان را از اين «غيب» آگاه ساخت.
توضيح اين كه:
«اسماء» جمع «اسم» به معنى نام است ولى در اين جا مقصود اين نيست
[١] بقره/٣١ـ ٣٣.