منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٥١
از آن نهى شود.
در مذاكرات پيشوايان ما با مردم زمان از اين نوع سوگندها زياد وارد شده است كه ما نمونه هايى را مى آوريم:
امام هشتم (عليه السلام) در مذاكره خود، به حق رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم)، به حق خويشاوندى خود با رسول خدا، به خانه خدا، به حق طرف سوگند ياد مى كند.[١]
امام جواد (عليه السلام) به زندگى طرف سوگند ياد مى نمايد.[٢]
در برابر آنها يك رشته رواياتى است كه بايد به قرينه روايات قبل تفسير شود.
مانند:
«كلُّ يَمِين بِغَيرِ اللّه فَهِى مِن خُطُواتِ الشَّيطانِ».[٣]
«هر قسمى كه به غير خدا ياد شود، از القائات شيطان است».
ولى مقصود از اين سوگندها، آن قسم از سوگندهايى است كه در ميان مردم آن زمان رايج بوده است، مثلاً به طلاق سوگند ياد مى كردند همچنان كه در حديثى اين جمله به آن تفسير شده است، مردى به امام صادق (عليه السلام) مى گويد:
«إنّى حَلَفْتُ بالطَّلاقِ والعِتاقِ والنُّذُور».
«من بر طلاق و آزاد شدن بنده و نذرها سوگند ياد مى كنم».
[١] وسائل الشيعة:١٦، كتاب الايمان ، باب ٣٠، ح ٦، ٧، ٨، ١٠و ١٤.
[٢] وسائل الشيعة:١٦، كتاب الايمان ، باب ٣٠، ح ٦، ٧، ٨، ١٠و ١٤.
[٣] وسائل الشيعة: ١٦، كتاب الايمان، باب ١٥،ح٤، ٥، ٦ .