منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٥٠
همان طور كه ملاحظه مى كنيد: جمله «قال من حلف» بدون واو عاطفه (يا فاء) وارد شده است، واگر پيامبر اين قانون را در ذيل سوگند بر پدر گفت، لازم بود كه حرف عطف در ميان باشد.
٢. باز مؤلف مسند، در ج ٢، ص ٦٧، حديث «من حلف...» را بدون داستان سوگند عمر نقل كرده است و اين چنين مى گويد:
«من حَلَفَ بغير اللّه قالَ فيه قولاً شَديداً».
«كسى كه به غير خداوند قسم ياد كند، درباره او سخن ناروايى گفته است».
با توجه به اين مراتب مى توان گفت كه ريشه اشتباه دو چيز است:
١. اجتهاد ابن عمر، كه قانون كلى را بر سوگند بر مقدسات مانند كعبه نيز تعيم داده است.(تحليل نخست).
٢. دو حديث را در يك جا گرد آورده و حديثى كه اصولاً مربوط به سوگند به طواغيت است، با حديث نهى از سوگند بر پدر يك جا كرده و مايه اشتباه گرديده است.(تحليل دوم).
و به ديگر سخن حديث «من حَلف بغير اللّه» بر كعبه تطبيق كرده(اين يك اجتهاد) و دو حديث جداگانه را با هم جمع كرده است.
نظر پيشوايان شيعه در مسأله
شكى نيست كه مسلمانان از صدر اسلام تاكنون بر امور مقدس وعزيز وگرامى نزد خود سوگند ياد كرده وپيوسته از طريق سوگند به پيامبر و امام و قرآن و كعبه، توجه طرف را بر صدق گفتار خود جلب مى كنند اين عمل در ميان مسلمانان گواه بر درستى آن است و اگر يك چنين چيزى حرام بود لازم بود كه