منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤٣
از اين نقل ها روشن مى گردد كه هرگز نمى توان گفت امامى ازمذاهب چهارگانه به طور قطعى فتوا بتحريم داده است.
در پايان نكته اى را يادآور مى شويم:
علماى اهل تسنن با اين كه در سوگند به غير خدا اختلاف دارند مع الوصف همگى سوگند به طلاق و عتاق و صدقه بودن ثروت را جايز مى دانند و معتقدند كه اگر كسى بر طلاق زن و آزادى برده و صدقه بودن اموال خود سوگند ياد كند، زن او رها و غلام او آزاد و اموال او صدقه مى شود، بدون آن كه نيازى به اجراى صيغه باشد، در حالى كه همه علماى شيعه به پيروى از پيشوايان خود چنين سوگند را باطل و بى اساس شمرده و مى گويند كه در تحقق طلاق و عتاق و صدقه بودن اموال، بسان ديگر امور، بايد صيغه خاصى اجرا گردد.
پس از آگاهى از آرا ونظرات فقهاى آنان اكنون دو حديثى را كه وهابيها دستاويز قرار داده و وسيله اين حديث خونهايى را ريخته و ميليونها مسلمان را تكفير كرده اند، مورد بررسى قرار مى دهيم:
حديث نخست
«إنّ رسول اللّه سمع عمر رضى اللّه عنه، وهو يقول: وأبى فقال إنّ اللّه ينهاكم أن تحلفوا بآبائكم، ومن كان حالفاً فليحلف باللّه أو يسكت».[١]
[١] نگارنده اين حديث را از جوامع حديثى زير نقل مى كند:
الف: سنن محمد ابن ماجه:١/٢٧٧، كتاب الكفارات، چاپ عيسى البابى الحلبى.
ب: سنن عيسى بن محمد عيسى الترمذى(٢٠٩ ـ ٢٩٧):٤/١٠٩، باب ٨، چاپ مصطفى البابى الحلبى.
ج: سنن نسائى:٧/٤ـ ٥، چاپ مصطفى البابى الحلبى.
د: سنن الكبرى:١٠/٢٩، بيهقى. قابل توجه در اين حديث اين است كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) براى بازدارى عمر از سوگند به جان پدر فقط يك جمله فرموده است وآن جمله زير است:
«إنّ اللّهَ يَنْهاكُمْ أنْ تَحْلِفُوا بآبائِكُمْ».
به اصطلاح، نهى خود را فقط با همين جمله مدلل كرده است.
خوانندگان گرامى اين مطلب را به خاطر بسپارند، زيرا اين موضوع مى تواند به فهم حديث دوم كمك كند.