منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢٣
فى الدُّنْيا إلاّ وَضَعَهُ».[١]
«پيامبر شترى به نام «عضباء» داشت كه هرگز عقب نمى ماند، عربى آمد، درحالى كه بر شتر جوانى سوار بود، با پيامبر مسابقه گذارد و بر شتر پيامبر سبقت گرفت، اين كار بر مسلمانان سنگين آمد، تا اين كه پيامبر از ناراحتى آنان آگاه شد فرمود: بر خداست كه چيزى در دنيا بلند نشود، مگر اين كه آن را پايين بياورد».
٤. «أتَدْرى ما حَقُّ العِبادِ عَلى اللّه...».[٢]
«آيا حق بندگان كه بر پروردگار است نمى بينى؟».
گروه وهابى با تكلف هاى زياد مى خواهند اين گونه روايات و احاديث را از نظر سند و يا دلالت از اعتبار بيندازند، زيرا آنان نمى خواهند گروهى را كه خدا آنها را بزرگ معرفى كرده است، با عظمت ياد كنند.
ناگفته پيداست هيچ فردى بالذات بر خدا، حق ندارد، هر چند قرنها خدا را پرستش كند و در برابر او خاضع و خاشع گردد، زيرا بنده خدا هر چه دارد از ناحيه خداست، چيزى از خود در راه خدا صرف نكرده است كه بالذات مستحق پاداش باشد.
بنابراين مقصود از اين حق در اين موارد همان پاداش هاى الهى و مقام و منزلت هايى است [٣] كه حضرت حق روى عنايات خاص خود، به آنان لطف كرده و آنها را بر عهده گرفته است و چنين حقى بر عهده خدا بودن نشانه عظمت و بزرگى اوست.
[١] صحيح بخارى:٤/٩٦، باب ناقة النبى،مطبعة منيريه.
[٢] نهايه ابن اثير، مجد الدين ابى السعادات المبارك بن محمد الحرزى(متولد سال ٥٤٦ـ متوفاى٦٠٦)، ماده «حق».
[٣] به نهايه ابن اثير، ماده «حق» مراجعه شود.