منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١١
قرآن مجيد گروهى را تحت اين عنوان مى ستايد:
(اَلصّابِرينَ وَالصّادِقينَوَالْقانِتينَ وَالمُنْفِقينَ وَالْمُسْتَغْفِرينَ بِالأَسْحار) .[١]
«آنان، صبر كنندگان و راستگويان و فرمانبردارند و انفاق كنندگان و استغفار كنندگان در سحرگاهانند».
حالا اگر كسى در دل شب پس از اقامه نماز شب، خدا را به مقام و موقعيت اين گروه سوگند دهد و بگويد:
«اللّهم إنّى أسألك بحقّ الْمُستَغْفرينَ بالأسحارِ اغْفِرْ لى».
«بارالها، از تو درخواست مى كنم كه به حق توبه كنندگان در سحرگاهان مرا ببخشا».
چرا بايد بگوييم او كافر شده، مگر او كدام اصل از اصول روشن اسلام را انكار كرد؟ چرا بايد بگوييم شرك ورزيد، مگر خالق جهان را، دو تا پنداشت كه به اعتقاد توحيد در خالقيت او لطمه اى وارد گردد؟ يا مدبر و كارگردان جهان را دو تا دانست تا توحيد و ربوبيت او لطمه پيدا كند، ويا غير خدا را پرستش كرد، تا توحيد عبادت و پرستش او در دستخوش اختلال گردد و در حالى كه او در نيمه شب كه نيمى از گيتى را تاريكى فرا گرفته است به ياد خدا برخاسته و به عبادت او پرداخته است، و از ترس او مى لرزد و ديدگانش مى گريد.
قرآن مجيد روشن ترين محك براى جداسازى توحيد از شرك را در اختيار ما گذارده است و ما بايد از اين طريق، موحد را از مشرك باز شناسيم، و بدون ضابطه قرآنى، جامعه اسلامى را مشرك نخوانيم و توحيد اسلام را در اعراب بيابان گرد نجدى منحصر نسازيم.
[١] آل عمران/١٧.