منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠٢
إسماعيل بن إسحاق، قال: حدّثنا إسماعيل بن اُويس عن هشام بن عروة بن الزّبير عن عائشة، قالت: جاء أعرابىّ إلى النّبىّ (صلى الله عليه وآله وسلم)، فقال: أتيناك يا رسول اللّه وليس لنا صبىٌّ يصطبحُ ولا بعير يئطُّ».[١]
ما از همه اين گفتارها صرف نظر مى كنيم و مطلبى را كه در گذشته به طور مشروح بيان كرديم، يادآورى مى كنيم:
روايات توسل، هر چند به صورت تواتر لفظى وارد نشده اند، يعنى يك مورد از موارد گذشته به صورت تواتر نقل نشده است، ولى چون همگى هدف واحدى را تعقيب مى كنند، قطعاً تواتر معنوى پيدا خواهند كرد و در چنين موارد مراجعه به سند روايت، لزوم ندارد.
تا اينجا بحث ما پيرامون استسقا پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) به پايان رسيد، هم اكنون پيرامون استسقا ابوطالب و پدر گرامى وى عبدالمطلب سخن مى گوييم.
شكى نيست كه حضرت عبدالمطلب و فرزند نيكوكار وى حضرت ابوطالب، به مقام و منزلت فرزند گرامى خود حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) متوسل مى شدند، نه به دعاى حضرت محمد، زيرا حضرت در زمان عبدالمطلب شيرخوارى بيش نبودند، ولذا گاهى او را روى دست به آسمان بلند كرده و احياناً پشت او را به ديوار كعبه متصل نموده و از خداوند بزرگ به مقام و عظمتى كه داشت، طلب رحمت مى نمودند. از مجموع روايات كه در شيوه استسقا اين دو بزرگوار وارد شده است، مطلب زير به دست مى آيد:
١. توسل به اولياى گرامى و شخصيت هاى مقدس براى جلب رحمت
[١] يصطبح أى يتناول الصبوح وهو كلّ ما أكل وشرب، يئط أى يصوت وهو كناية عن المجاعة التى أصابتهم.