منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨١
هدف نهايى است، و آن تحصيل مدرك عالى علمى است كه بتواند در مؤسسه اى استخدام گردد. درست است كه حضرت آدم (عليه السلام) «خليفة اللّه» در روى زمين بود و از كمالات انسانى بهره وافرى داشت، ولى هرگز انسان برتر نبود، بلكه در مسير خلقت انسانهاى برترى بودند كه از نسل او پديد آمده اند، و اين انسانهاى برتر، هدف نهايى از خلقت انسان را تشكيل مى دهند، و اگر اين نمونه هاى عالى انسانى نبودند، هرگز انسانهايى كه در مسير هدف نهايى قرار گرفته اند مورد آفرينش واقع نمى شدند. از اين جهت صحيح است كه گفته شود:
«يا آدَمُ لَوْلا مُحَمّدٌ لَما خَلَقْتُكَ».
تا اينجا مفاد آيه:(وَما خَلَقْتُ الجِنَّ وَالإِنْسَ إِلاّ لِيَعْبُدُونِ) روشن گرديد. امّا آيه ١٢ سوره طلاق، خلاصه كلام درباره آن اين است كه علم ما به صفات خدا و از آن جمله آگاهى ما از قدرت حق كه جمله (لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَيء قَديرٌ) از آن حاكى است، موجب كمال ماست، و اين كمال همان است كه در گذشته گفتيم، هدف از خلقت انسان، پرورش انسان كامل است. بنابراين، اين آيه مى تواند گواه بر صدق گفتار ما باشد.
گذشته بر اين، درباره آيه، نظر ديگرى وجود دارد و آن اين كه علم ما به قدرت خدا نتيجه و منتهياليه خلقت است، نه هدف از آن و فرق ميان اين دو(منتهى اليه و هدف) روشن است. گاهى نتيجه اى بر حركتى و كارى مترتب مى گردد، در حالى كه هدف غير آن است. مثلاً قرآن مجيد مى فرمايد:
(وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ...).[١]
[١] اعراف/١٧٩.