منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧٦
اشتباه او در اين جمله است كه مى گويد:
«لأنّ المحلوف به أعظمُ من المحلوف عليه».[١]
زيرا يك چنين قاعده كليت ندارد و آن چنان نيست كه «محلوف به» هميشه از «محلوف عليه» با عظمت تر باشد، بلكه قسم و سوگند نشانه اين است كه «محلوف به» نزد «محلوف عليه» عزيز و گرامى بوده و عظمت دارد، نه اين كه از «محلوف عليه» عزيزتر و با عظمت تر ا ست.
اتّفاقاً در قرآن قسم هايى داريم كه هرگز«محلوف به» از «محلوف عليه» با عظمت تر نيست، مانند آيه هاى ١ تا ٤ سوره قلم:
(ن وَالْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ* ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُون* وَإِنَّ لَكَ لأَجْراً غَيرَ مَمْنُون* وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُق عَظيم) .
«سوگند به قلم و آنچه مى نويسند، تو به نعمت پروردگارت مجنون نيستى، وبراى تو پاداشى است بى منت، تو بر روش و يا خوى بزرگى هستى».
در اين آيات، به قلم و آنچه با آن نوشته مى شود، سوگند ياد شده و به اصطلاح قلم و نوشته ها «محلوف به» مى باشند و شخص پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) «محلوف عليه» است. آيا «محلوف به» از «محلوف عليه»با عظمت تر است؟ لذا جمله دوم او صحيح است، آنجا كه مى نويسد:
«وأنّه أعظم شيء عند المحلوف عليه».
[١] مقصود از «محلوف عليه» كسى است كه براى او سوگند ياد مى شود، و چون در دعاوى و فصل خصومت كه سوگند، بر ضرر چنين شخصى تمام مى شود، از اين جهت، لفظ «عَلَيْهِ» كه حاكى از ضرر است، به كار مى رود، ولى در غير مورد خصومت، مقصود از آن مطلب شخصى است كه سوگند به خاطر او انجام مى گيرد، هر جند ضررى در كار نباشد، و چه بسا نظر ابراز محبوبيت و علاقه است.