منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧
با مراجعه به روايات و گفته هاى دانشمندان بزرگ روشن مى شود كه در زمان پيامبران و امامان معصوم (عليهم السلام) و نيز در دوره هاى بعد، گاهى از واژه «علم غيب» علم ذاتى و بدون تعليم الهى فهميده مى شده است و از اين جهت در آيات و روايات و نيز در كلمات دانشمندان مكرراً تصريح شده است كه آگاهى پيامبر و امام از غيب، ذاتى نيست، بلكه به تعليم الهى و از راه وحى و غيره و يا آموختن از پيامبر و امام قبلى است.
و اينك متن برخى از روايات و گفتارهاى دانشمندان:
١. بعد از پايان جنگ جمل، على (عليه السلام) در بصره خطبه اى خواند و در ضمن آن خطبه از برخى حوادث آينده خبر داد يكى از ياران آن حضرت با تعجبى فراوان به ايشان گفت: «لقد أعطيت يا أمير المؤمنين علم الغيب!» آيا شما «علم غيب» داريد واين جمله اشاره به اين بود كه علم غيب اختصاص به خدا دارد زيرا خدا است كه ذاتاً به همه چيز آگاه است.
آن گرامى در پاسخ او خنديد و گفت:«ليس هو بعلم الغيب و إنّما هو تعلّم من ذى علم...».
«اين كه من از حوادث آينده خبر مى دهم«علم غيب» ذاتى و بدون تعليم الهى نيست بلكه به وسيله پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)به من تعليم شده است...».[١]
٢. يحيى بن عبداللّه بن الحسن به امام هفتم (عليه السلام) گفت: فدايت شوم اينان (گروهى از مردم) عقيده دارند كه شما «علم غيب» داريد.
حضرت در پاسخ او فرمود:... نه به خدا سوگند آنچه ما مى دانيم از پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) به ما رسيده و از آن حضرت آموخته ايم، لا واللّهما هى إلاّ وراثة
[١] امالى شيخ مفيد، ص ١٤، چاپ نجف و نيز ذيل روايتى كه در بخش دهم، سؤال هشتم خواهيد خواند همين مطلب را تأييد مى كند:نحن نعلم انّك تعلم علماً كثيراً ولا ننسبك إلى علم الغيب... چند نفر ازياران امام صادق (عليه السلام) به آن حضرت مى گويند ما مى دانيم شما علم گسترده اى داريد امّا در عين حال شما را به علم غيب نسبت نمى دهيم يعنى شما را با جمله «عالم به غيب» توصيف نمى كنيم. اصول كافى:١/٢٥٧.